آنگاه که تو اي مزدا، آن خرد مينوي را آزاد گذاشتي تا به دلخواه خود به کشاورز گرايد يا به ديگران، پس او، از اين دو، کشاورزِ گله­پرور را داورِ درستکار خويش برگزيد، و آن پاسبان منش نيک را.
(دفتر باستاني يسنا، هات 21)

در روزهایی دور، به دوریِ آسمان از زمین، مردمِ سرزمین پارس دل به رازی شگفت‌انگیز سپردند، رازِ زایشِ زمین. و به پاس مهرِ زمین دست به کشاورزی و دامپروری زدند. نزدِ این مردمان، درختان و گياهان، همچون فرزنداني، از دل زمين زاده مي‌شدند و تا پايان زندگي در آغوش او قرار داشتند

مردمان قصه‌‌گوی سرزمین پارسی در کهن‌ترین متون مقدس خود زمین را ستایش می‌کردند و از راهِ بارور ساختن آن، سپاس‌گزار او بودند. درختان و گياهان مي روئيدند و آدميان از آن‌ها بهره‌مند بودند. در سرزمین پارس بود که کشاورزي مفهوم تازه‌اي به زندگي اجتماعي داد و آن مفهوم "کار" بود.
جهان دوزخی بود بی‌کار و کشت
به ابری جهان شد بسان بهشت (نظامی)

کشت‌وکار بود که باعث شد، شکارچیان آن‌روزگار دست از شکار بکشند. آدمیان گیاه و حیوان را اهلی کردند و به جای سلاح، ابزار کشاورزی به دست گرفتند. کاری که بهانه شد برای همکاری، هم‌یاری، دست‌به‌دست هم دادن، قدرِ آب و خاک دانستن و تن به مشارکت دادن. صبور بودن، همت را به تقدیر ترجیح دادن. کشت‌وکار بود که آدمیان را با طبیعت هم‌دل ساخت

و این چرخه‌ی زندگی‌ست. چرخی به قدمتِ حیات، که بر مدار آب و خاک و باد و آتش گرمابخشِ خورشید می‌چرخد. چرخی که گردش آن از من و مای آدمیان فارغ است و بر دوشِ زمان استوار. و مسئولیتی که راز برآمدن از پس آن، نه در دستِ انسان که در دل زمین نهفته بود.

سالیانی گذشت. گندم و جو از فلات پارس به ميان‌رودان و مصر و اروپا رفتند. درختانِ بادام، پسته، انگور و فرآورده‌هایش از این خاک به اروپا و هندوستان و چین رفتند. کشاورزی و با‌غ‌داری چنان پیشرفتی کردند که باغات این خاک بهشت‌های روی زمین لقب گرفتند و دانه‌ها، مغزها و میوه‌های این باغات به خوراک محبوب مردمان بدل شدند.

دانش و تجربه‌ی هزاره‌های کاشتن و داشتن و برداشتن از دل زمین، راه درازی را طی کردند و سینه‌به‌سینه از پدران و مادران به فرزندان منتقل شد. تا 142 سال پیش که مانی، پیام‌آور کشت‌وکار شد در سرزمین پارس. جایی که همه‌چیز از دانه‌های درخشانِ سبز و سرخ انگور که زیر آفتابِ ملایم و نسیم خنک شمالِ غرب خشک می‌شدند آغاز شد.

و مانی که دل در گروی پاسداشتِ آب و خاک و دانه و برگ داشت. طی سالیان انواع مرغوب میوه‌های خشک و مغزهای خوشمزه به ره‌آوردهای بی‌بدیل مانی اضافه شدند و امروز این میراث‌دار فرهنگ غنی کشاورزی در این سرزمین، بر سر زبان‌هاست، به لذت و سلامت.

مانی هم‌چون کسی که هیزم بر آتشی جاودانه می‌نهد تا پاس‌دار گرما و روشنی آن باشد، بر این چرخِ هزاران ساله، نیرو می‌نهد. نیرویی برآمده از اصالت، فرهنگ، دانش و تجربه. و استوار بر ابزارآلاتِ روزآمد برای حرکت با سرعتِ جهان، برای سلامت، برای کیفیت. مانی بخشِ خوشمزه‌ی سبک زندگی باکیفیت است.